جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
177
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
من كه همواره از دنبال او حركت مىكردم به هيچوجه از سرعت اسب دمحنائى نوبادگلدى ناراحت نمىشدم و گاهى به قصد تفنن و از راه شوخى در حالى كه او يورغه مىرفت با دوربين عكاسى كه بر دست مىگرفتم از او سبقت مىجستم . در خاتمه نام تنها گماشتهء ديگرى را كه بايد ياد كنم ميراخور ايرانىام شكر اللّه است كه در عشقآباد به من ملحق شده بود و راجع به او بالاخره نتوانستم حكم كنم كه بيشتر روح خوشخدمتى داشت يا اينكه بىحال و عاطل بود . برج رادكان - برنامهام را براى هفتهاى كه در پيش دارم به ترتيب روزانه شرح مىدهم باشد كه اين اطلاعات براى مسافرى كه در آينده از همين راه سفر كند سودمند واقع شود . 15 اكتبر - هفت صبح حركت كردم و در ساعت 5 / 8 به رادكان ( 7 ميل ) رسيدم كه دهى است نسبتا بزرگ با 400 تا 500 خانوار جمعيت و باغات عالى كه مسكن كردهاى كيوانلو است در طرف راست در نقطهاى دوردست ده سيدان يا سيد - آباد ديده مىشود كه بر راه مشهد واقع است ، برجى ديدنى دارد . رادكان داراى بناى بلند و گرد است كه ظاهرا به دورهء فتح اعراب تعلق داشته ولى غرض از ساختن آن هيچ وقت روشن نشده است . در خارج آن ستونهاى نازك آجرى است كه بر نوك هريك از آنها در زير سقف مخروطى كتيبهاى به خط بسيار درشت كوفى بر كاشىهاى آبى ديده مىشود . داخل اين بنا اصلا سه طبقه داشته كه فروريخته و از بين رفته است اودونوان كه اين بنا را با دقت بررسى كرده بود اظهار مىدارد كه آنجا نه اقامتگاه بوده و نه مزار ، اما دليلى در اين خصوص ذكر نمىكند و چند نويسندهء معتبر آن محل را مزار يكى از فرمانروايان تاتار خراسان پنداشتهاند . نظريهء ديگرى هم هست كه آنجا برج ديدهبانى بوده و اين خود درخور